تبليغاتX
پایـگاه اینترنتی بـصائر
پایـگاه اینترنتی بـصائر
هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًی وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ یُوقِنُونَ

شنید گوش دلم مژده از ولادت زهرا
گشود بلبل طبعم زبان به مدحت زهرا
فضاى کعبه منور شد از فروغ جمالش‏
صفا گرفت صفا ازصفاى صورت زهرا
خداى اکبر و اعظم نکرده خلق به عالم



فاطمه(س) ؛ بوی درخت طوبی ...

طبق طبق نور از آسمان ها به زمین می آید... هفت آسمان را با شقایق ها و رازقی ها آذین بسته اند. هلهله ای برپاست در میان ملائک که به یُمن قدوم مبارک «فاطمه» جام عشقش را نوشیده اند و مست عطر بهشتی اش شده اند. فاطمه می آید... مادرِ تمامی شقایق های عاشق، معنای جمال، مقصود و حبیبه خدا، همسر علی، مادر حسنین، ادامه نبی می آید... می آید تا زمین و زمینیان را با نور وجودی خود به عطر آسمانی ـ بهشتی دعوت کند و سجده های عاشقی را شرمنده خویش سازد و محراب را در مقابل قامت بلند بی همتایش به زانو درآورد. می آید تا «زن» معنا بگیرد... فاطمه می آید.

فاطمه جان

عطر شورانگیز غزل ها، طرحی از عطر توست فاطمه جان! جلوه آینه ها، از تصویر مبارک توست که در سینه دارند. بهار با همه دلبری اش، تمام زیبایی را از تو وام می گیرد. بانوی سپید شعر من، فاطمه جان! ملائک بال در بال، گستره آسمان را برای قدوم تو مهیا کرده اند. برگ های تمام درختان، به یُمن دیدار تو سبز گشته اند و سبزی و طراوت را به جهانیان تقدیم کرده اند. پیچکان عاشق با هر نگاه لبریز از آینه ات، عاشقانه می پیچند و بالا می روند. دریا، وسعت آبی روح پاک توست. نوای دل نشین تو، شکوفه های بهاری را به گل مبدّل می کند و رودخانه ها، نوای خوششان را از نغمه دل نواز صدای تو گرفتند. آدم به مباهات می نشیند که خدایش او را به مقام نام تو دیگر بار پذیرفت و در بهشت برین جای داد. موج ها نامت را بر صخره ها حک کرده اند و در خلوت خاموش کبوترها، طنین دل انگیز نام آسمانی توست که دیگر بار آن ها را به شور و شوق زندگی می رساند.

بر ما ببخشای

فاطمه جان ! ای اسوه خدایی، ای جلوه الاهی، ای عشق کبریایی! بر ما ببخشای کوتاهیِ کلام و زبانمان را در وصف جمال آسمانی ات. بر ما ببخشای فهمِ کوچکمان را از خانه گلی ات ؛ خانه ای گلی، اما مهبط وحی، جایگاه فرشتگان عرش الاهی. وصف تو می گوییم، اما نه آن چنان که شایسته ات باشد، که تو بلندای خورشیدی در کنار قامت برافراشته ماه. آبی زلال سادگی را، راز گل یاس را، فوران دلدادگی و عشق را، در لبخند مهربانت می یابیم، اما وصفش را عاجزیم. بر ما ببخشای ای بانو، در ناتوانی قلم هایمان در وصف «رضای الاهی، در رضای تو». بر ما ببخشای که چشمان جست وجوگرمان، توان دیدن بلندای وجودت را ندارد، آن چنان که شایسته هستی. بر ما ببخشای که نگاه دریا گونه ات را، نوازش دستان سپید مهربانی ات را و عطر کلام آسمانی ات را تفسیر می کنیم، اما نه آن چنان که شایسته حبیبه خدا باشد.

فرشتگان در خدمت توأند

ای ماندگارترین بانوی تاریخ، ای قسم خورده پرستش و پرهیزکاری، ای شیرازه مظلومیت، گوهر گنج کبریایی و شمیم ساحت پاک آل کسا، فاطمه جان! ای ناقه سوار روز قیامت، رمز مظلومیت شیعه ای و پشتوانه حقانیت علی. تو آن راز بقای اسلامی که صاحب والاترین مقام در بهشتی. ای اشتیاقِ همیشه بهشت، ای صلابت کوه، ای اطلس نجابت، ای نور طورسینا، ای مستوره یاسین، ای فضیلت کوثر، ای فدایی علی و ای کعبه ارباب یقین. دادخواه پیشگاه عرش در روز جزا و زبان گویای علی بر حقانیت غدیر تویی. تو آن اسوه همیشه بیدار و هشیاری که فرشتگان آسمان در خدمت توأند. درود همه پاکان گیتی، نثار خاک پای تو باد؛ ای مادر همگان.

ترازوی بی نقص ارزش ها

الگوی زنان جهان، فاطمه جان! مشکل گشای مرتضایی و وارث کل صفات احمدی. تو آن رشته پیوند میان بانوان و سروران زنان جهانی. ای چشمه زلال مادری، ای سرچشمه زلال معارف و ارزش های اسلامی، ای راهنمای شریعت محمدی، ای تمام نسخه انسانیت، تو ترازوی بی نقص ارزش هایی و نمونه بی بدیل همسرداری. ای دارالشفای دردمندان و ای احیاگر شخصیت زن، و روشنی بخش دل حیدری که دشمنی با تو، نشانه کفر است و دوستی با تو، دوستی با پیامبر. کلید قفل حاجات، مطیع ولایت، جلوه جاودان هستی، تویی آن مرّبی شیرزن کربلا، آینه تمام نمای اسلام که نامت از تعریف و معرّفی بی نیازت کرده است.

معّرف کمال زن

زهرا کوثر خداست. لیلة القدر خداست. جلوه جمال خداست و تفسیر جلال خدا. زهرا ادامه رسول اللّه صلی الله علیه و آله است و همتای علی علیه السلام . زهرا تلاوت بیداری است. سایبان شوق است. تولد بالغ تاریخ است و بهار سرشار دل های آشنا. زهرا معّرف نهایت کمال زن است و اوج عروج انسانی. چشمه غدیر در باغ دستان پرتوان او به بلوغی رسید و غدیریان، از دامان عصمت او به رویشی رسیدند. پیچیدگی برخورد و عمق نگاه زهرا، هم چون دشت نیست که نشسته تا آخرش را ببینیم و کرانه هایش را در آغوش نگاهمان بنشانیم؛ دریایی است بی کرانه، کوهی است به بلندای تاریخ و همین است که هرچه به قلّه اش نزدیک تر می شویم، چشم انداز بیشتری می بینیم، در حالی که بیش از یک سویش را ندیده ایم.

...
یا فاطمه الزهرا-س- ادرکنا ؛ اشفعی لنا فی الجنه


بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط کربلایی

ز خــداوندگــار حــیّ ودود

 به تو یـا‌ فاطمه سـلام و درود

 ذات داور ز خشم تو در خشم

 قلب احمد به وجد تو خشنود

 وای اگر روز حشر ، یازهرا-س-

 رو به حشر آوری به روی کبود

 فاطمـه پــارۀ تـن پـدر است

 پدرت بارهـا چنیـن فرمود

 

در عــزای پـدر همـه دیدند

 خانه‌ات شد سیاه‌پوش از دود

 با که گویم که بر تو آوردنـد

 بار هیزم به جای عنبر و عود

 حملـۀ دیــو و آستـانۀ حـور

 خانــۀ وحـی و آتـش نمرود

 جان مادر !  کجا زمین خوردی

 که شـده چادر تو خاک آلود ؟

بارهــا ، بارهــا تــو را کشتند

 اجر و پاداش مصطفی این بود

 تـو علـی را سپـر شـدی کآمد

 بر تنت ضربه روی ضربه فرود

 بـه پیمبـر قسـم ! ز دست خدا

 دست بشکستۀ تو دست گشود

 تو چراغ هدایتی زهرا

 تو حیات ولایتی زهرا

.....

ملتمس دعای دوستان عزیز در این ایام حزن و اندوه اهلبیت-ع-


بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ چهارم اردیبهشت 1391 توسط کربلایی

 




بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ یکم اردیبهشت 1391 توسط کربلایی

خدا منو مداح کرد ...

http://snn.ir/pic/13901101012_201221170e.jpg

گوشه اي از سالن ايستاده بود پوشيده در كت و شلوار مشكي رنگ كودكانه . گم بود ميان پسران نوجوان مداح كه آمده بودند توانايي خود را در مدح و ثناي مولايشان را بسنجند موهاي مشكي اش تا روي ابروهاي بلندش آمده بود .

ميگفت : دوست دارم از امير عباس بهتر مداحي كنم .  

 
همايش نوگلان حسيني با حضور عده اي زيادي از مداحان كودك و نوجوان برگزار شد ، آمده بودند بگويند ما عاشق حسينیم . آنقدر كه از همين كودكي به جاي ترانه هاي كودكانه شعرهاي عاشورايي ميخوانيم و دلمان با دم گرفتن هاي حسيني آرام ميگيرد .
 
محمد حسين 5 ساله هنوز بسياري از كلمات را با  لكنت زيباي كودكانه اش بيان مي كند اما شعرهاي حسيني را آرام و با متانت و بي لكنت مي خواند . آنقدر كه تو حيران ميماني از قدرتي كه عشق مي نامندش هماني كه قطره اشكي مي شود مي چكد روي گونه هاي مادر محمد حسين وقتي از ارادتش به مولا مي پرسي . هماني كه از حنجره نازك محمد حسين بيرون مي آيد و مي گويد حي علي العزا .
 
محمد حسين موسوي از رفتن به مجالس مداحي حاج منصور و حاج محمود ميگويد و ميگويد: من تا حالا چند بار توي تلويزيون و اصفهان و شيراز خواندم . آهان يه چيزي يادم اومد پيش حاج منصور هم رفتم اما اونجا نخواندم فقط گوش دادم.
 
مداح 5 ساله ما حاج محمود را از همه بيشتر دوست دارد . گاهي مداحي جواد مقدم را هم گوش مي دهد. مي گويد: 2 تا سي دي از محمود كريمي دارم . مامانم  به من ميگه كه كدوم  سي دي ها را گوش بدم.
 
امير عباس دوست محمد حسين آرام كنارمان ايستاده منتظر است تا مصاحبه دوستش تمام شود دستش را به چادر مشكي مادر گرفته و مي گويد خانم اجازه من امروز برگزيده شدم تازه من را به عنوان مهمان ويژه دعوت كردند اينجا خيلي خوشحالم .
 
مي گويم امير عباس چرا مداح شدي ؟ مي گويد خدا من را مداح كرد . جواب كوتاهش تمام ادعاي توكلمان را زير سوال ميبرد . 
 
كودكي 5 ساله كه حالا تنها شيطنت و بازيگوشي بايد همراهش باشد اين گونه عارفانه از اراده خدا در تمام كارهايش مي گويد آنقدر اراده خدا را در انتخاب مسير زندگي اش دخيل مي داند كه تا پايان مصاحبه هيچ حرفي از دوست داشتن خودش نمي زند.
 
اينجا پر است از اين كودكان و نوجواناني كه از همين كودكي قدم در راه دشوار سير و سلوك عارفانه گذاشته اند. آتش عشق حسين آنها را هر روز عاشق تر مي كند، سلوك عملي شان را از نگاه هاي سر به زير لباس هاي ساده و چشم هاي عاشق شان خوب مي فهمي اينجا پر است از امير عباس هايي كه مي گويند ما حرفي براي بچه هاي همسن و سالمان نداريم فقط بايد پسر خوبي باشند تا خدا دوستشان داشته باشد.
 
.... بدون شرح !
 

بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ بیست و هفتم فروردین 1391 توسط کربلایی

دختر فراری و طلبه جوان
 
شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد . در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید .
دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا  خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران ، شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....

محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد .
 
شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟
بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی ؟
محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ...
علت را پرسید .
طلبه جوان گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود .
هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم .
به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
..
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمدباقر در آوردند و به او لقب " میرداماد " داد .
امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی میدارند .
 
از مهمترین شاگردان ایشان میتوان به ملا صدرا اشاره نمود .
..
..
التماس دعا

بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ بیست و سوم فروردین 1391 توسط کربلایی


مبلّغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن .

عمرش را گذاشته بود روی این کار ؛ تبلیغ دین مبین اسلام ؛

برایم تعریف میکرد که یک روز سوار تاکسی میشود

و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد .

می گفت : چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم…

که آیا بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه !

آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …

گذشت و به مقصد رسیدیم .

موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت: آقا از شما ممنونم .

پرسیدم بابت چی ؟

گفت میخواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم

اما هنوز کمی مردد بودم .

وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .

با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم .

فردا خدمت می رسیم

تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم …
.
.
التماس دعا


بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ نوزدهم فروردین 1391 توسط کربلایی

 

 


بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ نوزدهم فروردین 1391 توسط کربلایی

ضمن عرض تسلیت ایام عزای فاطمیه باطلاع میرساند

فلذا از همه دوستانی که توفیق شرکت در این محفل معنوی و صمیمانه را دارند

برادرانه التماس دعا دارم . حقیر نایب الزیاره دوستان در ایام فاطمیه

در کنار مضجع شریف و بارگاه نورانی حضرت رضا-ع- خواهم بود .

از کلیه دست اندرکاران برگزاری این جلسه ارزشی خصوصا برادر عزیزم

حاج محسن کمالی و دیگر دوستان خوبم به نوبه خودم تشکر و قدردانی میکنم

اجرکم عندالله دوستان و التماس دعا


بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ هفدهم فروردین 1391 توسط کربلایی

هرگونه تجاوز دشمن را با حمله متناسب پاسخ خواهیم داد

رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز از بهار پرطراوت و زیبای 1391 و در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) ضمن تبیین موفقیتهای گوناگون ملت ایران در سال نود در مقابل رجزخوانی های سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و امنیتی دشمن ، حراست غیرتمندانه از منابع نفتی ایران را علت خصومت زورگویان جهانی با نظام اسلامی خواندند و تأكید كردند :

جمهوری اسلامی مانند شیر ، از حقوق ملت ایران دفاع میكند .

 رهبر انقلاب اسلامی در اولین بخش از سخنانشان در اجتماع پرشور زائران و مجاوران حرم رضوی، با تبریك مجدد عید نوروز به همه ایرانیان، به ترسیم تصویری عینی و دقیق از نقاط قوت عملكرد ملت ایران و طرحها و تلاشهای بدخواهان این ملت در سال 90 پرداختند تا موقعیت ایرانیان و دشمنانشان در این رویارویی راهبردی مشخص تر شود.

ایشان همچنین ، هدف اصلی رجزخوانیها ، لشكركشی های «تبلیغاتی – سیاسی – اقتصادی» و تهدیدات نظامی – امنیتی امریكا و دیگر بیگانگان بدخواه را ، مرعوب كردن ، ناامید ساختن و متوقف كردن ملت ایران دانستند و افزودند :
آنها در سال 90 همه توان خود را بكار گرفتند تا به این ملت شجاع ، زنده و پرنشاط ثابت كنند كه ایرانیان «نمی توانند» ! اما ملت ، با تعالیمی كه امام بزرگوار به او داده بود ، بطور مكرر به همه جهان و به همه بیگانگان فهماند كه به كوری چشم دشمنان ، « ما می توانیم ».
 
ادامه بیانات  معظم له :


ادامه مطلب...
بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ هشتم فروردین 1391 توسط کربلایی


  آنگاه که دنیا را قفسی تنگ یافتی و پرنده وجودت را در آزار و اذیت

از خداوند شهادت را طلب کن

  آنگاه که ترنم دعایت مملو از سوز دل گردید و چشمانت در هجران یار مالامال از زلال اشک

از خداوند شهادت را طلب کن

  آنگاه که سراسر وجودت را پاکی فرا گرفت و ذکر سجودت توام با تباکی گردید

از خداوند شهادت را طلب کن

  آنگاه که قلبت از نور الهی انباشته گردید و جانت از نشاط و تعالی معنوی لبریز

از خداوند شهادت را طلب کن

  آنگاه که بقا را در فنا دانستی و مرگ را پلی به سوی خدا

از خداوند شهادت را طلب کن

آری، شهادت مقامی است که حضرت حق جلت عظمته، خلعت بی بدیل آن را بر پیکر پاک بندگان خاص خود پوشانده و ماناترین هبه و هدیه ای است که خالق هستی برای دیدار عاشقان حقیقی خویش، به عبادالله ارزانی داشته است. شهید و شهادت زیباترین واژگان عالم معنا در دایره المعارف گیتی است که قلم رانی در این وادی پاک، فقط و فقط از عهده آن پابرهنگان برمی آید که در وادی امن طور از جسم و جان دنیوی شان گذشته و به حیات اخروی گرویدند « طوبی لَهُمْ وَ حُسنُ مَئَابٍ » ( سوره رعد / آیه ۲۹)


بندرگز (مشهدالرّضا) / مورخ ششم فروردین 1391 توسط کربلایی

قالب وبلاگ